خواجه نصير الدين الطوسي
283
اخلاق محتشمى ( فارسى )
( 33 ) ابغض النّاس عيشا الحسود . لا يستطيع ان يتّق اللّه من يبغض النّاس . ترجمه : ناخوشترين عيش مردم حسود بود . نتواند كه از خداى بپرهيزد كسى كه مردمان را دشمن دارد . ( 34 ) ليس صلاح العدو ممّا يوثق به العدوّ اذا صالحته ، فاحترز منه ، كما تحترز من الحيّة اذا حملتها فى كمّك . ترجمه : بر صلاح دشمن اعتماد نتوان كرد ، و بسبب صلاح ازو ايمن نتوان بود . چون با دشمن صلح كنى ازو احتراز كن ، چنان كه از مار احتراز كنى ، اگرچه او را در آستين نهاده باشى . ( 35 ) اربعة اشياء لا ينبغى اى يستقلّ قليلها : الذنب الصّغير ، و الدّين اليسير ، و العدوّ الحقير ، و الحرص القليل . ترجمه : چهار چيز است كه اندك آن خورد « 1 » نتوان شمرد ، و از آن احتراز بايد كرد : گناه خورد كه خورد شمردن گناه گناهى بزرگ بود ، و قرض كه از اندك همان مذلت لازم آيد كه از بزرگ ، و دشمن حقير كه بوقت فرصت همان نكايت كند كه دشمن بزرگ ، و حرص اندك كه چون رخصت آن داده شود بيفزايد . ( 36 ) لا ينبغى للعاقل ان يزرع العداوة اتّكالا على قوّته ، كما لا يجب لصاحب التّرياق ان يشرب السّمّ اتّكالا على ترياقه . ترجمه : نشايد كه عاقل دشمنى كارد باعتمادى كه بر قوت خود كرده باشد ، چنان كه نشايد كه كسى ترياق داشته باشد زهر خورد از روى اعتماد بر ترياق . ( 37 ) المحبّة و البغضة تعدلان بالفكر عن الاصابة . الجاهل
--> ( 1 ) - اصل : خرد .